آوای مهر تمام
اینا همه عزیزان خانه نویسنده ی وبلاگ جنوب هستن
فعلا وقت نیست. بعد همه عکسا رو میزارم.
بازتاب
بازتاب URL برای این نوشته:
http://www.rishehr.com/wp-trackback.php?p=232
« آوای مهر آخری | خشم اژدها »
اینا همه عزیزان خانه نویسنده ی وبلاگ جنوب هستن
فعلا وقت نیست. بعد همه عکسا رو میزارم.
بازتاب URL برای این نوشته:
http://www.rishehr.com/wp-trackback.php?p=232
دیدگاه
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام /. آخیش بالاخره طلسم شکست …
[پاسخ]
ارسال شده توسط: داش سعید | ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ ۱۴:۵۶
محمودو ای عکس همه بچه ها نی تعدای از بچه ها تو ای دسته جمعیه نیستن
[پاسخ]
ارسال شده توسط: هادی | ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ ۱۵:۰۰
سلام ای ول … نامردا جای من خالی بودا …
ای ولل .. زودتر عکسا رو بگذار ۸)
[پاسخ]
ارسال شده توسط: پویاپ | ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ ۱۵:۲۷
چه لنز دوربین کثیف بوده ! :دی
روش آب ریخته بودین ؟!!
[پاسخ]
mahmood Reply:
اسفند ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۸:۳۰ ب.ظ
این گرد و خاک تو هوا هست، نه کثیف بودن لنز
جدی میگم
[پاسخ]
ارسال شده توسط: نرگس | ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ ۱۶:۵۰
اینا همه عزیزان خانه نویسنده ی وبلاگ جنوب هستن
محمود ای جمله ای که نوشتی یعنی چه؟؟؟؟
نه جون خوت یعنی چه؟
خانه ی نویسنده ی وبلاگ جنوب کجان؟
[پاسخ]
مریم خانومی Reply:
اسفند ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۱:۲۱ ب.ظ
این اسم خانه وبلاگ نویسانه . روی مهر خانه هم همین اسم حک شده .
[پاسخ]
ارسال شده توسط: علی | ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ ۱۸:۱۴
خسته نباشی محمود جان . واقعا” زحمت زیادی کشیدی
[پاسخ]
ارسال شده توسط: روزبه کنین | ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ ۲۳:۲۰
من واقعا متاسفم که این اقوام ما شده :دی بیا با هم حالشون رو بگیریم
[پاسخ]
ارسال شده توسط: طاهره خانمم | ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ ۰۱:۴۸
[...] و این و این و این و این و این و این و این و این و این و این و این و این و … همه از جشن نوشتن [...]
ارسال شده توسط: روزنوشتهای محمد گشمردی » Blog Archive | ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ ۰۲:۴۶
محمود جان خودم همه جوره هوات و دارم .
[پاسخ]
ارسال شده توسط: بچه های نسل سوسیس و کالباس | ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ ۱۱:۲۸
خبرش رو از وبلاگ احسان خوندم.
ایشالله که تو هم به همی زودی به مرادت میرسی.
[پاسخ]
ارسال شده توسط: نقطه | ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ ۱۱:۴۸
سلام .
خسته نباشییییییییییییییییی . خداااااااااا خیرتان بدهدددددددددددددددد
[پاسخ]
ارسال شده توسط: رضا ( عبدو ) | ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ ۱۱:۵۲
دستت درد نکنه خیلی زحمت کشیدی . خسته نباشی.
[پاسخ]
ارسال شده توسط: ردپا | ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ ۱۲:۳۷
ها
[پاسخ]
ارسال شده توسط: لی لی | ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ ۱۲:۳۸
رسما ازت معذرت می خوام . دوستان قضیه که باغث تاراحتی دوست من شده دروغه . اگه بگه همین الان میرم پاکش می کنم .
[پاسخ]
ارسال شده توسط: بچه های نسل سوسیس و کالباس | ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ ۱۳:۳۴
بابا همش الکی بود بخدا. محمود ناراحت نشو جون من .
[پاسخ]
ارسال شده توسط: بچه های نسل سوسیس و کالباس | ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ ۱۴:۱۸
معذرت می خوام لوتی
[پاسخ]
ارسال شده توسط: بچه های نسل سوسیس و کالباس | ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ ۱۴:۲۰
عمه این عکسه نادن خوووو
[پاسخ]
ارسال شده توسط: مرتضی | ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ ۱۶:۱۱
سلام
خسته نباشید جناب مهندس
من که سعادت نداشتم بیام
!
!
راستی این مراد کیه که همه دعا میکنن که بهش برسی؟
میشه معرفی کنید؟
[پاسخ]
ارسال شده توسط: بانو | ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ ۱۷:۲۱
یه دوربین گرفتم
[پاسخ]
ارسال شده توسط: لی لی | ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ ۱۸:۱۲
هنوز وقت نکردی ؟… زود باش تا فردا ساعت ۱۰ صبح بهت فرصت می دم وگرنه رازت رو فاش می کنم …
[پاسخ]
ارسال شده توسط: داش سعید | ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ ۰۰:۴۹
Khaste nabashid faghat akse khodeto gozashti
[پاسخ]
ارسال شده توسط: Emad | ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ ۱۵:۰۰