بوشهر
ببین کوچولو. باید عرض کنم که یه نفر وقتی از جای دیگه میخواد بیاد تو یه شهر دیگه، باید به آداب و رسوم اون شهر احترام بذاره. نه مثل گاو سرشو بندازه پایین و هر چی دلش میخواد بگه. من قبل از اینکه بیام بوشهر، تهران زندگی میکردم. با همه جور افراد و افکار هم سر و کله زدم. توی تهران هم که ماشالا تهرانی اصیل خیلی کم پیدا میشه. بین همه اون افراد خیلی کم هم، من متوجه شدم که خیلی افراد با فرهنگ و با شعوری هستن که شما به پای اونا نمیرسی. ۱۲۰% شما از افرادی هستین که اصلا فکر نمکنه قبل از حرف زدنش و ۱۲۰% دیگه هم اینکه اصلا تهرانی نیستی. بزار یه چیز دیگه هم برات روشن کنم. اونجا که شما داری کار می کنی و پول در میاری جزیی از بوشهر هست. سر کله شما هم احتمال زیاد با یه سری کارگر هست که خیلیشون از جاهای دیگه اومدن بوشهر. میدونی؟ هنوز شعورت نمیرسه که ۱ رو از ۲ تشخیص بدی. آخه آدم چی بگه به تو؟ اندازه یه نخود هم فکر نکردی و اومدی حرف هاتو تو یه وبلاگ بوشهری زدی. بعد میگم شعور نداری ناراحت میشی.
آدم وقتی میاد تو یه شهری، هیچ وقت یه کاری نمیکنه که مرم اون شهر خاطره ی بد ازش داشته باشن. بعد میگن یارو از این شهر اومده بود چه آدم چکنه ای بود مثلا. هم خودشو خراب میکنه. هم طرز فکر مردم رو نسبت به شهر خودش. البته افرادی مثل شما که معلوم نیست از کجا اومدن رو ما بوشهری ها خوب میشناسیم. تا همین جا بسته دیگه. چکنه ی چپل چول.
بازتاب
بازتاب URL برای این نوشته:
http://www.rishehr.com/wp-trackback.php?p=480
دیدگاه
محمود جان،
آدم وقتی یکی میاد به شهرش و یه اشتباهی میکنه سعی میکنه مسالمت آمیز بهش بفهمونه که داره اشتباه میکنه!
هر چند کارش واقعا زشت بود ولی دلیلی نداره که ما هم مثل ایشون عمل کنیم!
من هنوز سر حرفم هستم که اگه ایشون واقعا دلیل درست و حسابی برای کارشون نیارن به احتمال قطع به یقین مساله همون مشکل روحی روانیه وگرنه آدمی که در شرایط نرمال باشه اینجور به هم وطن که هیچی به هم نوعش هم نمیپره!
[پاسخ]
ارسال شده توسط: احسان دهقانی | ۳ بهمن ۱۳۸۸ ۰۰:۳۰
mahmoud eshkal nadre hamon ke goftam …… nenash
[پاسخ]
محسن مبرهن Reply:
بهمن ۶م, ۱۳۸۸ at ۲:۰۲ ب.ظ
[پاسخ]
ارسال شده توسط: hamed | ۳ بهمن ۱۳۸۸ ۰۱:۰۹
[...] چی گفتن - بوشهر در ریشهر - شهر من بوشهر در [...]
ارسال شده توسط: من ایرانیم | ۳ بهمن ۱۳۸۸ ۰۳:۴۹
خدایا اگه بعضی آدم هارو با شعور آفریده بودی لازم نبود به خاطرش امتحان امروزمو گند بزنم!
[پاسخ]
فاطمه Reply:
بهمن ۳م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۹ ب.ظ
آجی
متاسفم واسه این چنین افراد
اما دیدی که تنها نبودی
دست همه دوستانی هم که همراهی کردن درد نکنه
این اتحاد و همدلی و یکرنگی ما بوشهری ها رو نشون داد
بوشهری ها غیرت دارن .
این که یه غیر بوشهری بیاد حرفهای اینچنینی بزنه خیلی واسشون بد تموم میشه
امیدوارم این خانم به ظاهر با فرهنگ به اشتباهشون پی برده باشن
[پاسخ]
ردپا Reply:
بهمن ۴م, ۱۳۸۸ at ۹:۳۱ ق.ظ
لیا جان نگران نباش ما همیشه کنارتیم.
[پاسخ]
محسن مبرهن Reply:
بهمن ۶م, ۱۳۸۸ at ۲:۰۷ ب.ظ
امتحانتو خراب کردی میندازی گردن اون &%^&%$!!!
فردا پس فردا هر که از خونه میزنه بیرون میگه تقصیر فلانی بود!!!
[پاسخ]
ارسال شده توسط: لی لی پوت | ۳ بهمن ۱۳۸۸ ۰۹:۵۳
کماکان منتظر این اتحاد در خارج از این دنیای وبلاگی و در دنیای واقعی هستیم
به هر حال بنده رسما با دنیای وبلاگ نویسی خداحافظی میکنم
یا علی
[پاسخ]
محسن مبرهن Reply:
بهمن ۶م, ۱۳۸۸ at ۲:۰۹ ب.ظ
داداش تو حسابت جداست /همه میدونن/
[پاسخ]
ارسال شده توسط: آخرین برگ پاییزی | ۳ بهمن ۱۳۸۸ ۱۴:۴۳
قضیه چیه ؟
کی چی گفته ؟
کجا ؟
[پاسخ]
ارسال شده توسط: نرگس | ۳ بهمن ۱۳۸۸ ۲۳:۰۷
محمود خون خودت رو کثیف نکن . بچه بود یه اشتباهی کرد
[پاسخ]
محسن مبرهن Reply:
بهمن ۶م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۰ ب.ظ
بابا یه گ………ی خورد!
ولش کنین،بزارین بهش بچسبه!!!
[پاسخ]
محمدباقر Reply:
بهمن ۹م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۱ ق.ظ
مبرهن یه “ه” اون وسط جا افتاده
[پاسخ]
ارسال شده توسط: هـ (ح) پ ر و ط (ت) | ۴ بهمن ۱۳۸۸ ۲۰:۰۱
بعضی از زخما رو نمیشه درمون کرد مخصوصا زخم زبون
[پاسخ]
ارسال شده توسط: هوای تازه | ۴ بهمن ۱۳۸۸ ۲۰:۱۵
من هم با احسان دهقانی موافقم . ولی اعتقاد دارم باید حقمون رو خودمون بگیریم
[پاسخ]
محسن مبرهن Reply:
بهمن ۶م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۱ ب.ظ
به شدت باهات موافقم/
[پاسخ]
ارسال شده توسط: رضا ( عبدونامه ) | ۵ بهمن ۱۳۸۸ ۱۲:۵۵
نه جوری رفتار کنیم که بشیم مثل اون، نه جوری رفتار کنیم که برا بقیه سوتفاهم بشه که اینا هر چی سرشون بیاد حقشونه!!
[پاسخ]
ارسال شده توسط: محمدباقر | ۹ بهمن ۱۳۸۸ ۰۲:۱۲
مو کوتاه نمیام ما یه قول و قرارایی تو کاکتوس نهادیم، یالله بریم عسلویه!
هوی امین کجایی که ما داریم میام
[پاسخ]
ارسال شده توسط: محمدباقر | ۹ بهمن ۱۳۸۸ ۰۲:۱۲