همین چند روز پیش
یادم نیست چند روز پیش بود. ولی صبح ساعت ۷ اومدیم مغازه. فرداش ساعت ۲ ظهر از مغازه رفتیم خونه. بعد دوباره شب ساعت ۱۱ اومدیم مغازه و تا ساعت ۱۲ ظهر فردا موندیم مغازه و کار های یه مشت معماری @!#$@%@ $%^ انجام دادیم. صبح که از مغازه اومدم بیرون اصلا باورم نمیشد که صبح شده. یا مثلا وقتی آفتاب رفته بود وسط آسمون باورم نمیشد که اصلا آفتاب در اومده باشه. خلاصه کلی خستگی و بی خوابی واسه یه مشت معماری @#$@#%@$%#^ D: ولی خیلی حس خوبی بود. البته با دوستان نشستن و پلات گرفتن و فیلم دیدن و … خیلی حال میده. تازه اونم ساعت ۳ یا ۴ صبح.
پ ن: نمیدونم واقعا چند تا چیز کوچیک ارزش قطع کردن یه رابطه ی دوستانه رو داشت؟ مطمئن باش جفتمون خیلی اذیت میشیم. اگه منم میخواستم مثل خودت رفتار کنم الان با خیلیا باید قهر میکردم و فکر کنم دیگه دوستی نداشتم. شما اگه واقعا دوستی فکر نکنم چند تا عکس این رابطه رو بهم میزد. ما اگه دوست هستیم باید خودمون رو نگه داریم، نه عکسامونو.
بازتاب
بازتاب URL برای این نوشته:
http://www.rishehr.com/wp-trackback.php?p=565
دیدگاه
۱- ارزش دوستان تو برخوردهاشون در شرلیط سخت و بحرانی مشخص می شه/
۲- دوستات رو از روس حرفهاشون بشناس
۳- گاهی بد نیست دوستات رو یه جورایی امتحان کنی…
۴- گاهی اتفاق هایی پیش میاد که خوشحال می شی که زود این به اصطلاح دوست رو شناختی…
۵- دوست یعنی من
۶- دوستی یعنی نکته ی مثبت همه ی چیزایی که گفتم…
[پاسخ]
ارسال شده توسط: رضا عنصرسیار(دروازه ی بهشت) | ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ۱۲:۳۵
راستی یادم رفت..
۷-
اینم به خاطر این که به ۷ علاقه دارم…
[پاسخ]
ارسال شده توسط: رضا عنصرسیار | ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ۱۲:۳۶
آخی خسته نباشی
مهم اینه که کمک کردی و راضی بودی از این کمک کردنت و میگی بهت خوش گذشته توی اون چند روزی که مغازه بودی
دوستی واژه خیلی مقدسی هست
امیدوارم همه بتونند دوستیهاشون رو تداوم ببخشند و همیشه با هم باشند
همیشه موفق باشی
[پاسخ]
ارسال شده توسط: فاطمه | ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ۱۲:۵۷
محمود بیا عکسات ببر کشتیم رسوام کردی
محمود من فهمید اونجا هایی که کیبردت خراب شده بود چی میخواستی بنویسی
بگم؟
[پاسخ]
فاطمه Reply:
تیر ۳۱م, ۱۳۸۹ at ۶:۱۰ ب.ظ
حامد میخواسته چندتا فحش حواله این معماری ها کنه
[پاسخ]
ارسال شده توسط: hamed | ۳۱ تیر ۱۳۸۹ ۱۴:۰۷
ها محمود !!!
چطوری داداش؟
بیخیال درست میشه/
[پاسخ]
ارسال شده توسط: محسن مبرهن | ۱ مرداد ۱۳۸۹ ۰۸:۳۴
سیچه ؟
حال میکنی کار برو بچه های عمرانی نهایت یک ساعت طول میکشه ؟
[پاسخ]
ارسال شده توسط: هادی | ۲ مرداد ۱۳۸۹ ۱۰:۴۱
mahmood karet doroste o too doostit harfi nist .ama kash ooni ke rajebe doosti e moondegar harf mizane be pashide shodan doosti daman nazane . emshab jat khalj bood
[پاسخ]
محمود Reply:
مرداد ۳م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۴۳ ق.ظ
koja booodin namarda?
[پاسخ]
ارسال شده توسط: ehsan amiri | ۳ مرداد ۱۳۸۹ ۰۰:۴۶
با آرزوهای ویکتور هوگو برای ما بروزم.
[پاسخ]
ارسال شده توسط: شاپرک خسته (سودابه) | ۴ مرداد ۱۳۸۹ ۰۱:۵۶
اتق الله … من برگشتم ! یه چیزی اون موقع ها مد بود میگفتن یادت باشه هیچ کس لیاقت اشکهای تورو نداره !!!!!! هر کسی هم شایستگی دوستی نداره یا یه چی تو این مایه ها . بعضیا تا شخصیتشون شکل بگیره و از بچگی در بیان طول میکشه متاسفانه … خسته نباشی رفیق . مشتاق دیدار
[پاسخ]
ارسال شده توسط: افشین | ۷ مرداد ۱۳۸۹ ۱۹:۲۹
سلام بر داش محمود دوست داشتنی و تک … تو دریاییه دلت … بترکون این اوضاع رو … می خوامت بطرز خفن
[پاسخ]
ارسال شده توسط: داش سعید | ۱۰ مرداد ۱۳۸۹ ۰۰:۰۳